کرشمه ی تو شرابی به عاشقان پیمود...که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
پرنده
خیلی بده که از دستت ناراحت نمی شم یا بقول خودت نمی رنجم...نه اتفاقا سیب زمینی نیستم! تازه آدم ِ دل نازکی َم هستم ولی واسه تو هیچ باید و نبایدی ندارم . آدم... وقتی از یکی ناراحت میشه که واسش باید نباید بذاره ، قید و شرط بذاره...باید می اومد ، نباید می گفت ، باید می فهمید ، نباید به فلانی لبخند می زد...و هزار باید و نباید دیگه ... اما من همه ی کارا و حرفا و حرکاتت ُ دوس دارم ، دیوونه م نه ؟...نههه!؟...زیرکم! جدی اینجوری فکر می کنی!؟ ولی من اینجوری فکر نمی کنم چون در برابر ِ تو کلا از عقل آزادم...اِااا نخند بینَم...مگه پرنده ی دیوونه تا حالا ندیدی؟... کفتر جَلدی بودم که خونگی ِ هوای ِ شب ِ چشای تو شدم...چرا چشمات ابری شدن؟ ...چی ؟...چون بالم شکسته س رو بوم ِ توام وگرنه می پریدم؟...خیلی بی انصافی دردونه...خیلیییی...و من که ازت بلاخره رنجیدم بغض میکنم...موج اشک مث ِ یه پرده ی حریر ِ نقره ای جلوی پنجره ی نیمه باز ِ باغ چشام می رقصه و نمی ذاره لبخندتو تماشا کنم...می خندی و میگی: دیدی رنجیدی پرنده ؟! حرفی نمی زنم چون می ترسم بغضم بترکه و اشکم سرازیر بشه...می چرخی و پشت به من رو به پنجره می شینی...از تو قاب ِ پنجره می بینم که داری گریه می کنی و دزدکی منو نگاه می کنی! ...دو تا گنجشک میشینن لب پنجره ...یکیشون به بال ِ اون یکی نوک میزنه ...هر دو با هم می خندیم.
ندا کشاورز
87/6/17
پ.ن.1: رمضون ُ دوس دارم...مخصوصا لحظه ی ربنا...کلا "لب فروبستن" بخاطر کسی که عاشقشم ُ دوس دارم.طاعات و عباداتتون مقبول ِ خالق ِ گل.
پ.ن.2: جواب سوالات روانشناسی پست قبل:
1-قهوه اي: فروتن و خاكي///سياه: غير قابل پيش بيني،سركش، هيجان انگيز///سفيد: مغرور و تاثيرگذار
2-اين سوال اولويتهاي شما به هنگام مشكلات را تعيين مي كند.
اسب:همسر///خانه: فرزندان
پ.ن.3: من یه نیت کردم ... از حافظ بپرسید و یه بیتشو برام بنویسید . منم بعوضش این شماره رو بهتون میدم : ندای حافظ :9092305000
پ.ن.تو: چرا هر وقت من گریه می کنم و دلم میگیره و تو هم می فهمی شبش میای به خوابم؟!... مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز...سخن با ماه می گویم پری در خواب می بینم!
پ.ن.من: میگما : به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم...بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم؟
ولی خوب : اگرچه خرمن عمرم غم تو داد به باد...به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم.
دست آخر همین برای همه عمرم بس که بهم گفتی : نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی...گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم...ماهی تشنه را به کجا می بری؟!
پ.ن.شعر: این شعر در برنامه ی جشن رمضان رادیو ایران برای اولین بار خوانده شد و حالا تقدیم چشمای مهربون شما میشه.

آواز زعفرانی
اگر چشمان دریا آسمانیست...اگر آواز بلبل زعفرانیست
اگر رنگ ِ سکوتم ارغوانیست... اگر این برکه غرق ِ مهربانیست
اگر بر گل چکاوک لانه کرده ست...ستاره زلفِ شب را شانه کرده ست
اگر شب عاشق اندوه ِ ماهست ... اگر روی ِ نبودن ها سیاهست
بدان ،تنها دلیلش بودن توست ... به عمر ِ لحظه ها افزودن توست
تو در سوسوی ِ چشمانم نهانی ... نمی بارم که دردم را ندانی
تو را بر بال ِ رویا می نشانم ... شبم را تا سپیده می رسانم
ببین، شعرم به رنگ ِ انتظارست...بمان، قلبم برایت بی قرارست
غم از عطر حضورت در فرارست...کنارت فصل پاییزم بهارست
ندا کشاورز
11/6/87




